45151

با سلام و عرض احترام

لطفاً پاسخ این سوال را هم بر اساس دین مبین اسلام (آیات و روایات) هم بر مبنای یافته های روانشناسی بفرمایید.

ما سال هاست که در مجاور خود همسایه ای داریم که افراد ناسالمی (خانواده ناسالم) هستند. انواع کارها را کرده اند تا ما با فروختن خانه محله را ترک کنیم. آرامش و امنیت ما را مختل کردند و می کنند. در نهایت اعمال مجرمانه ای انجام دادند که منجر به شکایت شد. خسارت عمدی زدند و فحاشی ناموسی کردند که پس از شکایت محکوم به حبس و شلاق شدند. همزمان با شکایت ما شکایت کردند که با وجود دلایل ساختگی و دروغ نتوانستند به مقصود خود برسند و تبرئه شدیم. بهرحال منظور این است که علی رغم اینکه واقعأ ما هیچ ضرری به آنها نزده ایم و فقط از طریق قانون پیگیر بوده ایم، آنها در این سال ها خیلی زیاد به ما به طرق مختلف آسیب زده اند. حالا که به اصطلاح پایشان با محکومیت قطعی زندان و شلاق و دیه گیر افتاده و با شکایت دروغ نتوانسته اند به نتیجه برسند دارند با واسطه تلاش می کنند که رضایت بگیرند. اظهار ندامت و پشیمانی هم تاکنون نکرده اند.

همه را عرض کردم تا بر اساس موارد فوق این سوال را بیان کنم که اصولاً تحت چه شرایطی بهتر است بخشش کرد و چه موقع نباید بخشش کرد و بخشیدن خطاست؟ آیا توصیه شده است که همیشه ببخشید یا تحت شرایطی هم نباید بخشش و گذشت کرد؟ ان شاءا… پاسخ شما به گونه ای باشد که راهگشا برای مورد فوق و موارد دیگر در زندگی باشد. با سپاس فراوان.

پاســخ
  1. admin_porsesh گفت:

    دوست گرامی
    در پاسخ به سوالی که مطرح فرمودید به چند نکته اشاره می کنیم:
    – نکته اول این که از توصیف شرایط از طرف شما نشانگر این است که شما در سال های متمادی توسط همسایه ای که در موردش صحبت کردید مورد آزار و اذیت زیادی قرار گرفتید و با تلاش ها و پیگیری ها و سختی هایی که خود ما هم می فهمیم، در شرایط پیچیده و شلوغ قوه قضائیه اینها را محکوم کردید و الان موقعیتی است که بتوانید از این ها انتقام بگیرید و این ها را تأدیب کنید. منتهی در این خصوص دچار تعارضات زیادی شده اید و نمی دانید که این پرونده را برای کامل شدن و اجرا شدن تا پایان دنبال کنید یا به راه و تدبیر دیگری مثل بخشش یا غیربخشش فکر بکنید. البته ما اطلاعات خیلی دقیق و جزئی و ریزی راجع به مشکلات شما با همسایه تان نداریم. اجمال توصیفات شما این است که شما در محکوم کردن و انتقام گرفتن و تأدیب این ها محق هستید و الان می خواهید بدانید که از این حقتان بگذرید یا نگذرید. ولی این که عوامل و علل به وجود آمدن این مشکلات چه چیزی بوده؟ فرآیند این ناراحتی ها و چالش ها و آزارهای مختلفی که به شما رساندند و محتوای پرونده ای که تشکیل شده چه چیزی بوده را ما نمی دانیم. به همین خاطر جواب ما نیز خیلی دقیق و جزئی نخواهد بود و اگر ما این اطلاعات را داشتیم بهتر می توانستیم در این باره قضاوت کنیم.
    – نکته دوم این است که از محتوای کلام شما برای ما مفهوم نیست که الان شما واقعأ بین دو راهی بخشش و انتقام متحیر و سرگردان مانده اید، یعنی هم قدرت بر انتقام دارید با تمام امکاناتی که نیازمند این انتقام و تلافی و تنبیه هست یا اینکه واقعأ می خواهید از صمیم قلب آنها را ببخشید. این یک تعارض است و تعارض دیگر این است که شما از یک جهت حس انتقام دارید و احساس می کنید که همسایه شما در حق شما ظلمی کرده که مستحق مجازات و تنبیه است و میل دارید که آنها را تنبیه کنید و ازحق خودتان کوتاه نیایید. ولی از طرفی هم احتمالاتی ممکن است در ذهن شما پیدا شود که آیا این تنبیه کردن به صلاح ما هست؟ آیا این همسایه آزارگر را علیه ما تحریک نمی کند؟ آیا ممکن نیست که این همسایه آزارگر چون از ما زخمی خورده، به خصوص که هم زندان و هم شلاق و هم دیه هست، بعدها بخواهد آسیبی به ما برساند و ما را تحت فشار قراردهد و اذیت و تلافی کند؟ و این شما را مردد کرده بین این که از حق خودتان بگذرید یا نگذرید؟ این برای ما خیلی روشن نیست که شما الان در موقعیتی هستید که می توانید کاملأ انتقام بگیرید و هیچ ترسی از لوازم و پیامدهای انتقام ندارید و از آن طرف می خواهید واقعأ و صمیمانه و قلبأ آنها را ببخشید. این یک بحث است و یا صورت دوم این است که شما می توانید الان انتقام بگیرید و تلافی کنید و آنها را تنبیه کنید و از طرفی شما حرف هایی زدید که این حرف ها شما را متزلزل می کند و بعد به خاطر اینکه شما خودتان را متقاعد کنید که اگر می خواهید از انتقام صرف نظر بکنید با حفظ عزت نفس و اعتماد به نفس شما صورت بگیرد، اسم این را می گذارید گذشت کردن، این برای ما هنوز روشن نیست.
    اما ما بنا را بر این می گذاریم که شما الان در موقعیتی هستید که مقتدرانه می توانید انتقام بگیرید، تلافی کنید، آنها را به مجازات برسانید و هیچ مشکلی بر سر راه شما نیست ولی از آن طرف می خواهید صمیمانه و قلبأ و خداپسندانه از این حق خودتان صرف نظر کنید و هیچ چیز و کسی هم در این قضیه تحمیلی به شما ندارد. اگر فرض را بر این بگذاریم آن وقت سوال شما این گونه معنا پیدا می کند که من که الان می توانم انتقام بگیرم یا می توانم ببخشم، آیا بخشش من اینجا یک فضیلت است؟ آیا بخشش من مورد پسند و رضایت خدا هست؟ آیا بخشش من موجب اجر و پاداش الهی هست؟ آیا این بخشش را انسان های عاقل و منصف و اخلاقی تحسین می کنند یا مرا به خاطر این بخشش نکوهش می کنند؟ و آیا این بخشش من به صلاح است و آیا بخشش من از لحاظ عقلانی هم کار درستی است یا کار درستی نیست؟
    آنچه که ما در این جا خدمتتان عنوان می کنیم محصول آیات و روایات و بحث های علمی و روانشناسی است، هر چند در این جا فرصت اینکه مستندات این صحبت ها را خدمتتان مطرح کنیم نیست.
    بخشش ها بر دو قسم هستند: ۱- بخشش های جمعی ۲- بخشش های فردی
    ما در حوزه مسائل اجتماعی اگر در موقعیتی هستیم که حقوق انسان ها در دست ما است، ریاست و مدیریتی داریم که این ریاست و مدیریت ما را مسئول حفاظت و مراقبت از حقوق انسان ها قرار داده، اگر در حوزه ریاست ما کسی مرتکب خطایی شد و حقی از حقوق دیگران را ضایع کرد من به عنوان مدیر و رئیس حق ندارم از جانب خودم از او گذشت کنم، چون اینجا حقوق مردم است و حقوق مردم محترم است و من به عنوان وکیل و حمایتگر و امانتدار مردم موظفم از حقوق مردم حفاظت کنم. اما در حوزه مسائل شخصی آنجایی که حق شخصی من پایمال شده، کسی آمده و حق شخصی مرا پایمال کرده، اینجا من می توانم مقابله به مثل کنم که در قرآن هم گفته شده: «که اگر کسی در حق شما و علیه شما تجاوزی کرد شما حق دارید مثل آن تجاوز را علیه او اعمال کنید و این حق اولیه شماست در حقوق شخصی».
    اما اگر شما در برخی از شرایط و مواقع ببخشید، این فضیلت و بزرگواری شماست و باعث می شود خدای متعال شما را به خودش بیشتر نزدیک کند، اجر و پاداش اخروی دارید، مورد مدح و ثنا و تحسین انسان های اخلاقی و عاقل قرار می گیرید در صورتی که این بخشش شرایطی داشته باشد: یکی اینکه خطایی که آن فرد انجام داده خطای عمد نباشد، یعنی فردی عامدانه و عالمانه به شما ضربه نزده باشد و بخواهد منافع شما را از بین ببرد، سلامتی شما را در خطر بیندازد، اما اگر کسی عالمانه و عامدانه در جهت آسیب زدن به شما قدم برداشته و از کار خودش هم پشیمان نباشد. چون شخصی که عامدانه و عالمانه کاری را انجام می دهد با قصد و نیت چنین کاری را می کند و با توجه به اینکه در این خصوص اهداف خاصی داشته از کار خودش پشیمان نیست. در اینجا دیگر بخشش معنایی ندارد. چون بخشش برای کسانی مقرر شده که آنها اهلیت دارند یعنی اهل بخشیده شدن هستند، ارزش این را که آنها را شما ببخشید دارند. مثلأ فرض کنید شخصی عاقلانه و عامدانه کاری را کرده ولی الان عمیقأ از رفتار خودش پشیمان است نه اینکه حالا چون بحث مجازات پیش آمده اظهار ندامت بکند. بلکه قبل از اینکه محکوم شود اظهار ندامت می کند. ولی اگر شخصی قبل از اینکه محکوم شود برای شما شاخ و شانه می کشید ولی حالا که در دادگاه محکوم شده و خودش را به پشیمانی زده، این جا معلوم است که این نمایش و بازی است و شخص از رفتار خودش پشیمان نشده. در اینجا بخشش فضیلت نیست.
    – دوم وقتی که خطا به طور مکرر باشد. کسی که سالهای متمادی دیگری را مکررأ به شیوه های مختلف مورد اذیت و آزار قرار می دهد، این شخص آزار گری سیستماتیک دارد. گذشت و بخشش در مورد چنین شخصی معنایی ندارد.
    – ولی اگر شخصی یک بار حتی عالمانه و عامدانه ضربه ای می زند، بعد پشیمان می شود و شما گذشت می کنید و او را می بخشید، این شخص دیگر متنبه می شود و خودش را تغییر می دهد، این شخص ارزش بخشیده شدن را دارد.
    – اما کسی که مرتب در طول سالهای سال از هر فرصت و بهانه ای برای آسیب زدن و ضربه زدن به دیگران استفاده می کند بخشش در مورد چنین شخصی ظلم به بخشش است، عقل و بخشش یک فضیلت و رحمت و نعمت است و ما نباید این را ضایع کنیم بلکه باید در مورد اهلش بکار ببریم. بعضی اوقات ما یک جاهایی که نباید ببخشیم ،می بخشیم و جاهایی که باید ببخشیم، نمی بخشیم. ساماندهی و مدیریت بخشش ها یکی از فاکتورهای مهمی است که اخلاق حکیمانه را در افراد نشان می دهد.
    پس با توجه به این گفته ها ندامت و پشیمانی حقیقی سه خصوصیت دارد: یعنی فرد به شما ضرر سیستماتیک و مکرر نزده و از خطای خودش پشیمان است و این پشیمانی برای شما روشن است که این فرد از کارش واقعأ پشیمان است یعنی الان نمی خواهد با اظهار پشیمانی رضایت شما را جلب کند و شما را فریب دهد و وقتی که مشکل برطرف شد و دیگر سایه تهدید از سرش کنار رفت مجددأ شروع به آزار و اذیت شما کند.
    اگر این سه شرط در مورد این شخص وجود دارد و شما در موضع قدرت هستید و می توانید ببخشید، ببخشید اشکالی ندارد. ولی باید بدانید اگر این فرد، فرد مریض و بیماری است یعنی ممکن است سایه تهدید نسبت به شما از سرش برطرف شود و در آینده هم به شما آسیبی نزد ولی چون این شخص بیمار است اگر به شما هم نتواند از این به بعد آسیبی بزند به دیگران آسیب خواهد زد.
    بعضی مواقع ممکن است ما در شرایطی قرار بگیریم که می توانیم تلافی کنیم، انتقام بگیرم و این فرد را مجازات کنیم ولی از عواقبش می ترسیم. یعنی بررسی می کنیم می بینیم که اگر ما این کار را بکنیم ممکن است بعدها آسیب های جدی به ما وارد شود. اینجا ما دریک حالت تظاهر قرارمی گیریم. اینجا ما بین مجازات و بخشش گیر نکردیم بلکه بین مجازات و صرف نظر کردن از مجازات گیر کردیم . گاهی ما اینها را باهم اشتباه میگیریم.
    اگربرآورد شما این است که همسایه شما آدمهایی هستند که ممکن است اگر از جانب شما ضربه سنگینی مثل شلاق و زندان و دیه متحمل شوند، اینها بعدها ممکن است آسیب هایی به شما وارد کنند و تلافی کنند. در اینجا عقل به شما حکم می کند که بین بد و بدتر بد را انتخاب کنید. صرفنظر کردن از مجازات آنها بد است ولی مجازات کردنشان با توجه به عواقب احتمالی ممکن است بدتر باشد. بنابراین اگر شما در چنین شرایطی هستید شما از مجازاتی صرفنظر کنید که برای شما عواقب بدی نداشته باشد.
    و نکته آخر این است که به نظر ما اگر برای شما امکانش هست که محل زندگیتان را عوض کنید وجایی زندگی کنید که همسایه های خوبی داشته باشید باید این کار برایتان در اولویت باشد. چون ممکن است شما آنها را مجازات کنید و اینها سرجایشان بنشینند ولی آنها دیگر مثل مارزخمی می شوند، ممکن است سر جایشان بنشینند و کینه شما را به دل بگیرند و به شیوه های مختلف دوباره شما را مورد آزارو اذیت قراردهند. پس بهتر است از این خانه جابجا شوید و به جایی نقل مکان کنید که همسایه های خوب و با اخلاق مراعات کننده حقوق دیگران داشته باشد این برای رشد و تعالی شما و خانواده شما بهتر می باشد.

فقط اعضای سایت میتوانند برای پرسش ها پاسخ ارسال کنند. اگر قبلا ثبت نام کرده اید ورود را بزنید و در غیر این صورت در سایت ثبت نام کنید.