45161

من 29 ساله و متأهل هستم. شوهرم هم دیپلم دارند و 31 ساله هستند. یک پسر 5 ساله و یک دختر 2.5 ساله دارم. فرزند دومم را ناخواسته باردار شدم به همین خاطر افسردگی گرفتم و تنش اعصاب های زیادی را گذراندم. تا 2.5 سالگی پسرم اصلاً کتکش نزده بودم و سرش جیغ نکشیده بودم و در آرامش و محبت بزرگش کرده بودم. ولی وقتی 2.5 ساله بود و فرزند دومم به دنیا آمد، به خاطر ناراحتی های روحی ام و هجوم مشکلات زندگی و مشکلات اقتصادی و بیکاری همسرم، اعصابم خیلی خورد می شد. در شرایطی هم هستم که هیچ کمکی برای بچه ها ندارم. به همین خاطر به مرور زمان خیلی سر پسرم جیغ می زنم و خیلی کتکش می زدم. حتی یک بار از بس اعصابم خورد بود، با قاشق داغ روی پایش گذاشتم که هنوزم که هنوز است یادش است. هر وقت چشمم به پای پسرم می افتد خیلی عذاب می کشم. بزرگترین پشیمانی و عذاب زندگی ام این کاری بود که کردم و خیلی ناراحت می شوم. یک وقت هایی توبه می کنم. از دست خودم ناراحت هستم چون واقعاً دوست ندارم یک همچین مادر ستمکار و بدی باشم. ولی واقعاً اعصابم نمی کشد. پسرم هم خیلی بازیگوش است و اذیت می کند. بچه هایم هم شیره به شیره بودند. خیلی مسئولیت دارم و دست تنها هستم. در بهترین دانشگاه دولتی با بهترین رتبه قبول شده بودم و وسط کار به خاطر بچه ها و شرایط زندگی ام درس و دانشگاه را رها کردم. من خیلی پسرم را دعوا می کنم و بد جور کتکش می زنم. خیلی ناراحتم از این قضیه و حالم از خودم به هم می خورد. جدیداً هم فحش های رکیک به همسرم و به بچه هایم می دهم. حرف های خیلی خیلی زشت می زنم. دوست ندارم پسرم را کتک بزنم. چه کار کنم این کار را نکنم و بتوانم خشمم را کنترل کنم؟ از بس پسرم را کتک زده ام، وقتی می روم به سمتش، یا یک نفر به سمتش می رود، می ترسد و خودش را زمین می اندازد و صورتش را با دو دست می گیرد، یا سریع دستانش را محافظ صورتش می گیرد و می ترسد. یک بار کنار پرده نشسته بوده، خواهرم می خواسته پرده را کنار بزند، یک دفعه پسرم ترسیده بوده و فکر کرده می خواهد کتکش بزند و سریع دستانش را روبروی صورتش گرفته و یک مرتبه خودش را به زمین انداخته. از بس من کتکش زده ام، هر کسی به سمتش می رود می ترسد که کتک بخورد. چه کار کنم که این ترس از وجودش برود؟ چون می خواهم این کار را ترک کنم. می خواهم این حالت پسرم از بین برود. لطفاً اول به این سوالم جواب بدهید. همیشه ترس و واهمه از کتک خوردن دارد. یا یکی بلند با او صحبت کند، سریع می ترسد و عقب عقب می رود و می ترسد کتک بخورد.