45143

فکر می کنم شوهرم احساس کمبود اعتماد به نفس دارد. ایشان خیلی خوشگل و خوش تیپ و خوش اخلاق است. بیشتر با خانم ها صحبت می کند و برای آنها جذابیت نشان می دهد و کاری می کند که خانم ها بخندند. وقتی هم با خانم ها رابطه برقرار می کند، خیره به خانم ها نگاه می کند. خانم ها معمولاً خوش شان می آید. خودم هم جای آنها بودم جذب می شدم و با ایشان وقت می گذراندم و با او می خندیدم. مورد دیگر اینکه به خانم های بی حجابی که آرایش دارند، خیلی نگاه می کند. یک نفر را هم از قلم نمی اندازد. من همیشه به خودم می رسم. البته نه همیشه، وقتی می خواهیم بیرون برویم، ساده هستم. ولی وقتی به خانه ی ما می آید یا وقتی به خانه شان می روم، خیلی زیاد به خودم می رسم. در حدی که برای سالگرد ازدواج مان لنز رنگی خریدم و خیلی به خودم رسیده بودم. همیشه این مسئله برایم خیلی مهم بوده و سعی کرده ام در این زمینه چیزی برای او کم نگذارم و همیشه به خودم رسیدگی کنم. ولی می بینم به همه ی خانم ها، به غیر از آنهایی که چادری هستند، نگاه می کنند. این نگاه ها و صحبت کردن و خندیدن شوهرم با خانم های دیگر، اذیتم می کند. وقتی بیرون می رویم، با فروشنده ها صحبت می کنند و می خندد. احساس می کنم وقتی با هم رابطه داریم، در ذهن خود آن خانم ها را یادش هست و لذت می برد. چون وقتی با خانمی صحبت می کند و می خندد و بعد خداحافظی می کنیم و تمام می شود، تا نیم ساعت بعدش هنوز خوشحال است و آن خوشحالی اش را می بینم و احساس می کنم هنوز در فکر آن خانم هست. البته شاید هم من خیلی حساس هستم. از شما می خواهم در رابطه با رفتار شوهرم با خانم های بیرون من را راهنمایی کنید. مثلاً ما چند روز پیش وارد یک مغازه شده بودیم. دو دختر خیلی خوشگل در مغازه بودند. از همان ابتدا شوهرم حواسش به این دو نفر بود. همانطور که با فروشنده صحبت می کرد، به آن دو دختر هم توجه داشت. موقعیت ما به صورتی بود که فاصله خیلی کم بود و باید پشت به آن دو نفر می ایستادیم. شوهرم برگشته و از آن دو نفر به خاطر اینکه پشتش به آنهاست، معذرت خواهی می کند. نمی گویم کارش اشتباه بود، ولی تمام مدتی که در مغازه بودیم، حواسش به این دو دختر بود. من می خواهم یا حساسیت خودم از بین برود، یا اینکه اگر مشکلی از جانب شوهرم است، راهنمایی ام کنید.