45167

سلام، حدود یک ماه و نیم پیش با پسری دوست شدم، بعد اولین ملاقات واقعاً عاشقش شدم. او هم همین را می گفت و دیگر همه حرف مان سر ازدواج بود. کمی که گذشت من از او مداوم می پرسیدم کجایی و … او م می گفت زبانت آدم را آزار می دهد و تیکه می اندازی و با حرف هایت من را رنج میدهی. من حس می کنم خیلی زود رنج و عجول است. ولی من صبورم. مورد بعد اینکه او 11سال از من بزرگ تر است و من اصلاً از درک و شعور پسرهای سن پایین خوشم نمی آید و تقریباً هر دو مشکلی با این قضیه نداریم و یک بار هم رابطه ی جنسی داشتیم. من خیلی وابسته اش هستم و نمی توانم فراموشش کنم. چکار کنم که تفاهم مان بیشتر شود و مثل اوایل دوستی مان، صمیمی شویم؟ با تشکر