45160

48 ساله هستم و سه فرزند دارم. شوهرم 58 ساله است. تا نهم قدیم درس خوانده ام و سیکل دارم. دختر و پسر بزرگم هر دو ازدواج کرده اند. پسر آخرم 19 ساله است. فوق العاده درسش خوب بود. دانشگاه مهاجر پارسال قبول شد. یک ترم هم خوب بود. ولی نمی دانم چه شد که از ترم دوم به بعد گفت من نمی خواهم دیگر درس بخوانم و می خواهم کار کنم. هر چه ما اصرار می کنیم هیچ تمایلی به درس خواندن ندارد. ترم پیش اسمش را نوشت ولی مشروط شد. این ترم هم دوباره به زور و اجبار ما اسمش را نوشته، و سر کار هم می خواهد برود. پدرش هم افسردگی دارد و در خانه است. فکر می کنم حالات پدرش روی پسرم اثر گذاشته. تازگی فهمیدم گاه گداری هم سیگار می کشد. البته می گوید نه و انکار می کند، ولی من توی جیبش دیده ام. از لحاظ اخلاقی و درسی فوق العاده خوب بود، ولی همیشه هر اتفاقی هم که می افتاد در خودش می ریخت و با ما مطرح نمی کرد. نمی دانم چه کار کنم. خیلی بیش از حد نگرانش هستم. من را راهنمایی کنید.