45208

سلام من قبلا مشاوره گرفتم ازتون ولی چون حساب کاربریم پرید مجبور شدم دوباره حساب بسازم و وارد بشم
من حدود 1 ساله عقد و ازدواج کردم و من 19 سال و شوهرم 28 سالش هست
پسر خوبیه اما اگر عصبانی بشه خیلی بد از کوره در میره
و اینکه اگه مثلا من و مادرم رو در حال حرف زدن ببینه فک میکنه داریم راجب اون صحبت میکنیم
متاسفانه الان توی شرایطی نیستیم که بتونیم مشاوره بریم
خواستم اگه میشه شما کمک کنید
ایشون تو 17. 18سالگیش پدرش معتاد میشه البته خیلی زود ترک میکنه ولی همون مدت کم هم مادرش از اون فقط کمک میگرفته مثلا وقتی همسرم خدمت بوده مادرش زنگ میزده التماس میکرده که بیا بابات امشب نیومده یا مثلا منو بابات دعوامون شده
در کل مادرش کل فشار زندگی رو مینداخته روی شوهرم تا حدی که توی 24 سالگی فکر خودکشی میزنه به سرش اما خب نمیکنه اینکار
کلا تا پارسال خیلی اشفته بوده چون همسایه ما بودن 3 سال من تا قبل ازدواج هم اشفتگی شوهرمو دیده بودم
خانوادش سطح مالی متوسط رو به بالایی رو دارن خانواده منم متوسط هستن
خودم و همسرمم هر رو شاغلیم
در کل میخوام بدونم من چه کمکی میتونم بکنم بهش و به رابطمون
و چیکار کنیم که احساس نکنه مادرم باهاش مشکلی داره؟ چون واقعا فقط توهم اونه و مادر من خیلی شوهرمو دوست داره حتی از حقوقش کرایه خونه میده و وسیله خونه هم میخره اگه لازم باشه راستی ما خونه مادرم زندگی میکنیم چون میخواییم تا وقتی بچه دار بشیم با مادرم باشیم که تنها نباشه چون پدرم اصفهانه و خیلی خیلی کم میاد کرج پیش ما
و اینکه ما 2 ماهه ماشین خریدیم و این ماشین یکم اخیرا خرج داشته من امروز یکم با شوهرم صحبت کردم که چی شده اینقدر عصبی هستی و چرا وقتی عصبی میشی این همه داغ میکمی میگه مشکلم پوله
اخه من میگم اگه مشکل پوله چرا وقتای دیگه که دست و بالش پر بود و راحت خرج میکرد هم توی عصبانیت زیادی داغ میکرد؟
احتمال افسردگی خفیف هست؟
ببخشید زیاد شد ممنونم

پاســخ
  1. admin_porsesh گفت:

    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی
    با توجه به اینکه دوبار سوال شما در این خصوص پاسخ داده شد و متاسفانه به نظر می رسد هیچکدام از پاسخ ها توسط شما مطالعه نگردید ما در ابتدا پاسخ سوال اولتان را که از کارشناس دریافت کردیم برایتان قرار می دهیم. خواهشمندیم این پاسخ را مطالعه کرده و سوال خود را با علم به این موضوع مجدداٌ مطرح نمائید.
    لازم به ذکر است سوال اول شما دراین خصوص بود که نمی دانم چرا رفتارهای شوهرم با مادرم تغییر کرده و می گوید از مادرم بدش می آید؟
    و اما پاسخ کارشناس:
    دوست عزیز
    با توجه به اطلاعاتی که دادید و گفتید که فعلا در حال حاضر، جدا شدن از مادرتان و مستقل زندگی کردن شما و همسرتان در منزل دیگری، امکان پذیر نیست، باید بگویم که سعی کنید از همسرتان بخواهید که به فکر مستقل زندگی کردن باشند، زیرا زندگی مشترک به این شکل در بهترین حالت هم
    می تواند مشکل ساز باشد و به هر صورت، رابطه شما و همسرتان از رابطه دو نفره، تبدیل به رابطه سه نفره میشود و مادر شما هر رفتاری انجام دهند، در نظر همسرتان، به شکل دیگری تفسیر میشود.
    بهترین راه حل این است که در اولین فرصت، زندگی مستقلی را شروع کنید.
    و اما تا زمانی که با مادرتان زندگی میکنید، سعی کنید که باز هم رابطه دو نفره تان را حفظ کنید، مثلا خودتان آشپزی کنید و زمانی را به گفت و گو با همسرتان به تنهایی اختصاص دهید و فعالیتها و علاقه مندیهای مشترک دو نفره انجام دهید.
    در نهایت هم به همسرتان بگویید که به درخواست خود شما تصمیم گرفتیم با مادرم زندگی کنیم، حال انتخاب با شماست، اگر خیلی ناراحت هستید شرایطی را فراهم کنید تا از مادرم جدا شویم و یا تا زمانی که با مادرم هستیم، سعی کنید که نقاط ضعف شرایط موجود را بپذیرید و سازگار شوید، به هر حال هر انسانی خصوصیات مثبت و منفی دارد و من نمیتوانم مادرم را تغییر دهم، بهتر است که با نقاط ضعف مادرم کنار بیایید. حتی اگر ما جدا هم زندگی کنیم مادر من، مادر خانم شماست و شما باید خودت را سازگار کنی، همانطور که من باید خودم را با مادر و خانواده شما سازگار کنم.
    با آرزوی روزهای خوش برای شما و خانواده

    1. حیدری گلسا گفت:

      ممنونم از پاسخگویی خوبتان حتما به توصیه های شما عمل میکنم

فقط اعضای سایت میتوانند برای پرسش ها پاسخ ارسال کنند. اگر قبلا ثبت نام کرده اید ورود را بزنید و در غیر این صورت در سایت ثبت نام کنید.